زندگینامهحکیم خیام نیشابوری | بیوگرافی
زندگینامهحکیم خیام نیشابوری


در کـــارگــهکـــوزه گری رفـــــتم دوشدیــــدم دو هـــزار کـــوزه گویا و خموشناگاهیکـــی کوزه بـــر آورد خـــــــروشکــو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروشامام غیاث الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری یکی از حکماو ریاضی دانان و شاعران بزرگ ایران در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم است. سالولادت او دقیقاً مشخص نیست. او در شهر نیشابور به دنیا آمد. به این علت به او خیاممی گفتند که پدرش به شغل خیمه دوزی مشغول بوده است.
او از بزرگتریندانشمندان عصر خود به حساب می آمد و دارای هوشی فوق العاده بوده و حافظه ای نیرومندو قوی داشت. در دوران جوانی خود به فراگیری علم و دانش پرداخته به طوری که در["]فلسفه، نجوم وریاضی به مقامات بلندی رسید و در علمطبنیز مهارت داشته به طوری که گفته شده اوسلطان سنجر را که در زمان کودکی به مرض آبله گرفتار شده بود معالجه کرد.

اوبه دو زبان فارسی و عربی نیز شعر می سرود و در علوم مختلف کتابهای با ارزشی نوشتهاست. خیام در زمان خود دارای مقام و شهرت بوده است و معاصران او همه وی را بهلقبهای بزرگی مانند امB]فیلسوف[]وحجة الحق ستوده اند. او در زمان دولت سلجوقیان زندگی می کرد که قلمرو حکومت آنان ازخراسان گرفته تا کرمان، ری، آذربایجان و کشورهای روم، عراق و یمن و فارس را شامل میشد.

خیام معاصر با حکومتآلپ ارسلان"]ملکشاهسلجوقی[/URL] بود. در زمان حیات خیام حوادث مهمی به وقوع پیوست از جمله جنگهای صلیبی،سقوط دولت آل بویه، قیام دولت آل سلجوقی و... . خیام بیشتر عمر خود را در شهرنیشابور گذراند ودر طی دوران حیات خود فقط دو بار از نیشابور خارج شد سفر اول برایانجام دادن مراسم حج و سفر دوم به شهر ری و بخارا بوده است. خیام در علم نجوممهارتی تمام داشت به طوری که گروهی از منجمین که با او معاصر بودند در بنای ساختنرصد خانه سلطان ملکشاه سلجوقی همکاری کردند و همچنین به درخواست سلطان ملکشاهسلجوقی تصمیم به اصلاح[تقویم[/URL]گرفت که بهتقویم جلالیمعروف است. خیام در دوران زندگیخود از جهت علمی و فلسفی به معروفیت رسید و مورد احترام علما و فیلسوفان زمان خودبود.

شهرت او گرچه بیشتر به شاعری است اما در واقع خیام فیلسوف و ریاضیدانی بود که به آثار[]ابوعلیسینا[/]پرداخت و یکی از خطبه های معروف او را در باب یکتایی خداوند به فارسی ترجمهکرد. اولین اشاره ای که به شعر خیام شده، صدسال پس از مرگ اوست.
نوشته اند:کهخیام را به تدریس و نوشتن کتاب رغبت چندانی نبود. شاید به دلیل آنکه شاگردان هوشمندبرگزیده ای پیرامون خود نمی یافت و چه بسا از آن جهت که اوضاع روزگار خود را، کهمقارن حکومت[سلجوقیان و مخالفت شدید با فلسفه و زمان رونق بازار بحث ها و جدل های فقیهان و ظاهربینانبود، شایسته ابراز اندیشه های آزاد و بلند نمی دید. با این همه، از او نوشته هایبسیار برجای مانده که در قرون وسطی به لاتین ترجمه شد و مورد توجه اروپائیان قرارگرفت.

رساله وی در"][U]جبر[/URL]و مقابله و رساله ایدیگر، که در آن به طرح و پاسخگویی به مشکلاتهندسه اقلیدسپرداخته، از جمله مشهورترینآثار ریاضی اوست.

خیام منجم بود و تقویم امروز ایرانی، حاصل محاسباتی استکه او و عده ای از دانشمندانی دیگر، در زمان جلال الدین ملک شاه سلجوقی انجام دادندو به نام وی تقویم جلالی خوانده می شود. خیام در باب چگونگی محاسبات نجومی خودرساله ای نیز نوشته است. وی علاوه بر ریاضی و نجوم، متبحر فلسفه]،تاریخ جهان،زبانشناسی وفقهنیز بود. علوم و فلسفه یونان را تدریسمی کرد و دانشجویان را به ورزش جسمانی و پرورش نفس تشویق می کرد. از همین رو،بسیاری از صوفیان و عارفان زمان، او را به خود نزدیک می یافته اند.

بنا بهروایتی خیام سفرهایی به سمرقند و بلخ و هرات و اصفهان کرد و همه جا با روشنی تمامدر باب حیرت و سرگشتگی فلسفی خویش سخن می گفت و معتقدات دینی را مورد تردید قرار میداد. رساله ای در کیفیت معراج، رساله دیگر درباره علوم طبیعی و کتاب های بسیار بهزبان های فارسی و عربی حاصل زندگی نسبتا طولانی اوست.

از آثار معروف فارسیمنسوب به عمر خیام، رساله نوروز نامه است که با نثری ساده و شیوا، پیدایینوروزو آداب برگزاری آن را در دربا"]ساسانیان[/URL] بازگو نموده. او در این رساله با شیفتگی تمام درباره آیین جهانداری شاهنشاهان کهنایرانی و پیشه ها و دانش هایی که مورد توجه آنان بوده سخن رانده و تنی چند از شاهانداستانی و تاریخی ایران را شناسانده است.
ویژگیهای شعر خیام
شعر خیام، در رباعی[/URL]، شعریکوتاه، ساده و بدون هنرنمایی های فضل فروشانه و در عین حال حاوی معانی عمیق فلسفی وحاصل اندیشه آگاهانه متفکری بزرگ در مقابل اسرار عظیم آفرینش است. تعداد واقعیرباعیات خیام را حدود هفتاد دانسته اند، حال آن که بیش از چند هزار رباعی به اونسبت داده می شود. در دنیای ادب و هنر بیرون از مرزها، خاصه در جهان انگلیسی زبان،خیام معروف ترین شاعر ایرانی است که شهرتش از محافل علمی و ادبی بسیار فراتر رفتهاست. این شهرت مرهون ترجمه رباعیات او به وسیلهادوارد فیتز جرالدشاعر انگلیسی است. اوست،که در قرن نوزدهم میلادی، افکار بزرگ فیلسوف و شاعر را به جهانیان شناساند و موجبتوجه همگان به این اعجوبه علم و هنر گردید.

در حدود دوازده اثر از خیام درعلم و فلسفه به جای مانده است، اما همین آثار اندک، وی را در سراسر جهان به شهرترسانده است. از مهمترین آنها" کتاب جبر" اوست که بهترین اثر در نوع خود در"]ریاضیات[/URL] است. از دیگر آثار او می توان به رساله فی شرح ما اشکال من مصادرات اقلیدس، رسالهفی ابراهین علی المسائل الجبر و المقابله (جبر خیام)، میزان الحکم، رساله ال والتکلیف، الجواب عم ثلاث مسائل اضیاء العقلی، رساله فی الوجود، رساله فی کلیهالوجود، نوروزنامه و کتاب الزیج الملکشاهی که به رومی نیز ترجمه شده ، اشاره کرد.






او قبل از مرگ خود محل آرامگاه خود را پبش بینیکرده بود که نظامی عروضی در ملاقاتی که با وی داشته این پیش بینی را اینطور بیانکرده : "گور من در موضعی باشد که هر بهاری شمال بر من گل افشان می کند ." نظامیعروضی بعد از چهار سال که از وفات خیام می گذشت به شهر نیشابور رفته و به زیارتمرقد این شاعر بزرگ رفته و با کمال تعجب دید که قبر او درست در همان جایی است که اوگفته بود.



ویژگی سخن
خیام در زمینه ادبیات وشعر، بیشترین معروفیت را در رباعیات به دستآورده چون رباعیات او بسیار ساده و بی آلایش و دور از تکلف و تصنع نوع زبان شعریاست در عین اینکه شاملفصاحتوبلاغتاست دارای معانی عالی و استوار است. خیام در این رباعیها افکار فلسفی خود را به زیباترین شکل بیان می کند و این رباعیهارا غالباً در دنبال تفکرات فلسفی خود سروده و به همین علت است که خیام در زمان خودشهرتی در شاعری نداشته و بیشتر به عنوان حکیم و فیلسوف معروف بوده اما بعدها کهرباعیهای لطیف و فیلسوفانه او مشهود شد نام او در شمار شاعرانی قرار گرفت که شهرتجهانی پیدا کردند. خصوصیات دیگری که در اشعار خیام نمودار است این است که سخنش درکمال متانت و سنگینی است.

اهل شوخی و مزاح نیست، با کسی کار ندارد چون اوحکیمی است متفکر، دنبال سخنوری نیست و هنگامی که در اشعارش دقت می کنیم متوجه میشویم که افکار شعری او بر دو یا سه موضوع بیشتر نیست:یادآوری مرگ، تأسف بر ناپایدار بودن زندگی و بی اعتباری روزگار. از میانشعرای بزرگ ایران کمتر کسی به اندازه خیام است که شهرت جهانی داشته باشد چون اشعاراو به زبانهای مختلف ترجمه شده است.



گزیده ای از اشعار
ابر آمد و باز بر سرسبزه گزیستبی باده گلرنگ نمی باید زیستاین سبزه که امروز تماشاگه ماستتا سبزه خاک ما تماشاگه کیست
§
بر چهره گل نسیم نوروز خوش استدر صحن چمن روی دلافروز خوش استاز دی که گذشت هر چه گویی خوش نیستخوش باش و ز دی مگو کهامروز خوش است
§
می نوش که عمر جاودانی این استخود حاصل از ایام جوانیاین استهنگام گل و باده و یاران سر مستخوش باش دمی که زندگانی این است
§
بر شاخ امید اگر بری یافتمیهم رشته خویش را سرییافتمیتا چند ز تنگنای زندان وجودای کاش سوی عدم دری یافتمی
§



از جمله رفتگان این راه درازباز آمده ایکو که به ما گوید رازهان بر سر این دو راهه آز و نیازچیزی نگذاری که نمیآیی باز
§
ای دل! غم این جهان فرسوده مخوربیهوده نه ای غمانبیهوده مخورچون بوده گذشت و نیست نابوده پدیدخوش باش غم بوده و نابودهمخور
§
در دایره ای که آمدن ،رفتن ماستآن را نه بدایت نهنهایت پیداستکس می نزند دمی در این عالم راستکاین آمدن از کجا و رفتن بهکجاست
§
این یک دو سه روزه نوبت عمر گذشتچون آب به جویبار وچون باد به دشتهرگز غم ایام مرا یاد نگشتروزی که نیامدست و روزی که گذشت
معرفی آثار
آنچه که از آثار خیام وجود دارد یا تاریخ نویسان وجود آنهارا ذکر کرده اند رساله ها و مقالاتی است که او در علوم مختلف نوشته است که عبارتنداز:
1- رساله ای در جبر و مقابله
2- رساله ایدر شرح اصول اقلیدس
3- زیج ملکشاهی یا زیج جلالی
4- رساله ای در طبیعیات
5- رساله در وجود
6- رساله فلسفی که در آن از حکمت الهی در آفرینش عالم وتکالیف مردم و عبادات بحث می کند.
7- رساله ای در اختلاف فصول و اقالیم
8- نوروز نامه که درباره رسوم و اعیاد ایرانیان به ویژه تاریخ و آداب ایرانیان در روزعید نوروز است.
9- دیوان رباعیات
10_ رساله فی براهین الجبر و المقابله
11_ رساله تکلیف
12-رساله ای در شرح مشکلات کتاب مصادرات اقلیدس
13_رساله روضه القلوب
14_رساله ضیاء العلی
15_رساله میزان الحکمه
16_رساله ای در صورت و تضاد
17_ترجمه خطبه ابن سینا
18_رساله مشکلاتایجاب
11_رساله ای در بیان زیگ ملک شاهی
12_رساله نضام الملک در بیان حکومت
13_رساله لوازم الا کمنه
14_اشعار عربی خیام
15_عیون الحکمه
16_رساله معراجیه
17_رساله در علم کلیات
20_رساله در تحقیق معنی وجود
21_رساله ای در صحت طرق هندسی برای استخراج جذر و کعب
نوشته شده توسط aMIN L0as$iVe در 29 ارديبهشت 1388 ساعت 19:59
قیصر امین پور | بیوگرافی

درباره قیصر امین پور


  


لحظه هاى كاغذى

- قیصر امین پور شاعر، ادیب و فارسى پژوه متولد ، 1338 گتوند خوزستان

- ترك تحصیل از رشته دامپزشكى دانشگاه تهران 1357

- ترك تحصیل از رشته علوم اجتماعى دانشگاه تهران 1363

- اخذ دكتراى ادبیات فارسى از دانشگاه تهران با راهنمایى دكتر شفیعى كدكنى 1376

- تدریس در دانشگاه الزهرا 70 - 1367

- تدریس در دانشگاه تهران 1370 تاكنون

- دبیر شعر هفته نامه سروش 71-60

- سردبیر ماهنامه ادبى - هنرى سروش نوجوان 83- 67

- عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسى

- برخى از آثار او عبارتند از: ظهر روز دهم (برنده جایزه جشنواره كتاب كانون پرورش فكرى) به قول پرستو (برنده جایزه جشنواره كتاب كانون پرورش فكرى) تنفس صبح، در كوچه آفتاب، منظومه روز دهم، توفان در پرانتز، بى بال پریدن، گلها همه آفتاب گردانند و...

- برنده تندیس مرغ آمین 1368

- برنده تندیس ماه طلایى (برگزیده شعر كودك و نوجوان 20 سال انقلاب)

اگر بخواهیم شعرى از جنگ بگوییم حتماً سرآمد شاعران آن، قیصر امین پور به یادمان خواهد آمد همانكه روزگارى براى من و هم نسلانم سروده بود:

مى خواستم شعرى براى جنگ بگویم

دیدم نمى شود

دیگر قلم زبان دلم نیست.

گفت:

باید زمین گذاشت قلم ها را

دیگر سلاح سرد سخن كار ساز نیست

باید براى جنگ

از لوله تفنگ بخوانم

با واژه فشنگ

قیصر امین پور در آستانه دهه پنجم عمرش اما دیگر به دنبال واژه و فشنگ نیست. چه مدتهاست كه زادگاه و سرزمین مادرى اش به دور از «وضعیت خطر» و «آژیر قرمز» نفس مى كشد. با این همه گویى غبار آن سالهاى نه چندان همچنان بر چهره شاعر «خانه هاى خونین» و «عروسك خون آلود» تازه مانده كه گاه به گاه به یاد آن ایام داغ ولى تازه مى كند. گر چه «این حرمهاى داغ دلش را دیوار هم توان شنیدن نداشته است.» از همین روست شاید كه امین پور لحظه هاى كاغذى اش را مى سراید و مى گوید:

خسته ام از آرزوها، آرزوهاى شعارى

شوق پرواز مجازى، بال هاى استعارى

لحظه هاى كاغذى را روز و شب تكرار كردن

خاطرات بایگانى، زندگى هاى ادارى

آفتاب زرد وغمگین، پله هاى رو به پایین

سقف هاى سرد و سنگین، آسمان هاى اجارى

عصر جدول هاى خالى، پارك هاى این حوالى

پرسه هاى بى خیالى، نیمكت هاى خمارى

رونوشت روزها را روى هم سنجاق كردم:

شنبه هاى بى پناهى، جمعه هاى بى قرارى

عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها

خاك خواهد بست روزى، باد خواهد برد بارى

روى میز خالى من، صفحه باز حوادث

درستون تسلیت ها، نامى از مایادگارى

قیصر امین پور، چنانچه از شعرهایش مى آید، جنوبى است و اهل «گتوند». منطقه اى در محدوده دزفول. به همین خاطر هست كه جنگ را مى توان در اشعار روزگار جوانى اش به دیده ذهن دید و پریشان شد و بارید. او كه در سال 1338 متولد شده، تا سال 1357 در همان منطقه به تحصیل پرداخت و در این سال بود كه براى ادامه تحصیلات و ورود به دانشگاه تهران عزیمت كرد.

امین پور جوان در بدو ورودش به تهران و آغاز تحصیلات دانشگاهى جذب حوزه هنرى آن سالها مى شود و آشنایى اش با شاعران جوانى كه در حوزه هنرى گردآمده بودند او را به حضور در جمع آنان كشاند و باعث شد تا او تحت تأثیر یاران هم سلك و مرامش و به اشتیاق شاعرانگى هایش رشته تحصیلى اش را از علوم اجتماعى به ادبیات تغییر دهد.

او در سال 1366 به همراه دوستان نویسنده و شاعرش، بیوك ملكى و فریدون عموزاده خلیلى، نشریه سروش نوجوان را طراحى و منتشر كرد كه تا چندى پیش هم انتشار این مجله و مسؤولیت قیصر امین پور در سمت سردبیرى ادامه داشت.

از سال 1367 امین پور تدریس در دانشگاه الزهرا را آغاز كرد و دبیرى بخش ادبیات فصلنامه هنر و مسؤولیت در دفتر شعر جوان را به كارهاى خود ضمیمه كرد كه تاكنون ادامه دارد. امین پور در سال 1376 با دفاع از رساله خود با عنوان «سنت و نو آورى در شعر معاصر» كه با راهنمایى دكتر محمدرضا شفیعى كدكنى به سامان رسیده بود و موفق به اخذ مدرك دكتراى ادبیات فارسى از دانشگاه تهران شد و بعدها این پایان نامه در شمارگان بالایى به چاپ رسید.

قیصر امین پور درباره این اثر مى گوید: « پیشنهاد بررسى درباره این موضوع از طرف استاد ارجمند دكتر شفیعى كدكنى بود و من از میان موضوعات مختلف، این موضوع را به ضرورت بحث سنت و نوآورى، براى پایان نامه دكترى برگزیدم.»(1)

او مى گوید: «دشوارى كار آنجا بود كه چون من به نسلى آرمانگرا تعلق دارم و كار ادبى و خلاق را براى خود انجام مى دهم، شعرى كه دلم مى خواهد مى نویسم و هیچ كس هم در آن دخالت ندارد، فكر كردم در كار تحقیقى هم مى شود، این گونه بود؛ اما چنین نبود.»(2)

او ادامه مى دهد:« به هر حال من، آدمى دوزیست بودم. هم در مطبوعات هستم و هم در دانشگاه. دانشگاه از من توقعى داشت و لابد انتظار داشت از چشم انداز سنت، نو آورى را بررسى كنم و دوستان مطبوعات بر عكس. بین این دو دیدگاه سرگردان بودن مشكل كار من بود و موقعى این مسأله حل شد كه تصمیم گرفتم یك چشم سوم برگزینم و به قول گادامر یك جور فاصله گرایى.»(3)

با این همه آنچه پس از بررسى این كتاب نصیب خواننده مى شود، این موضوع است كه امین پور در این كتاب قصد نداشته تا تاریخ معاصر ادبیات را به رشته تحریر درآورد. چه ،كار این كتاب به جاى اینكه تاریخ ادبیات باشد، این است كه سنت و نو آورى را با توجه به تفكیك تعاریف سنت به معناى دینى و ادبى، به شكل دو عرصه لازم و ملزوم نگاه مى كند. او در این كتاب از نظریه پردازى پرهیز كرده و به بررسى مكاتب مختلف پرداخته است.

اهمیت این كتاب به زعم كسانى چون ضیاء موحد در آن است كه بعد از حافظ تماماً نقد شعر ما تقلید و چسبیدن به قالبهاى آهنین تا دوره مشروطه است و كتابهاى شعر ما از اول تا زمان حاضر تماماً تكرار و امر به تقلیدات و اینكه مبادا پایتان را از سنت بیرون بگذارید.

موحد متذكر مى شود: اگر كسى عظمت نیما را با این كتاب نفهمد و متوجه نشود كه جاى این آدم در تاریخ شعر ما كجاست، در جاى دیگرى نمى فهمد. من واقعاً بى طرفانه مى گویم كه با این كتاب حق نیما ادا شده است.(4)

گرچه این كتاب در سال 1372 آماده به چاپ بود اما به اقتضاى اینگونه پژوهشهاى دانشگاهى دامنه موضوع معین و محدود بود و تبدیل آن به كتاب نیازمند گسترش و پرورش یا پردازش بیشتر بود. پس قیصر امین پور به امید ادامه پژوهش و كشاندن دامنه سخن تا شعر امروز و شاخه هاى گونه گونش، در چاپ آن تا سال 1383 دریغ كرد. با این همه خودش مى گوید: دریغا كه در این درنگ 5 ساله، از بسیارى كار و گرفتارى و بیمارى و دیگر پیشامدهاى ناگوار روزگار، حتى فرصت و فراغت بازنگرى در آن را نداشته ام چه رسد به بازنگارى.

  

آثار قیصر امین پور در محافل و جشنواره هاى ادبى همواره مطرح بوده و هستند. چنانكه او درسال 1368 توانست تندیس مرغ آمین را از جایزه ویژه نیما دریافت كند و دو كتابش با نام هاى «ظهر روز دهم» و «به قولى پرستو» در همان سالهاى نشریعنى در سال هاى 1365 و 1375 جایزه جشنواره كتاب كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوان را از آن خود كرد.

قیصر امین پور همچنین جایزه تندیس ماه طلایى را كه به برگزیدگان شعر كودك و نوجوان 20 ساله اخیر تقدیم شده است، به دست آورده است.

درباره كتاب معروف او «سنت و نو آورى در شعر معاصر» برخى از اهالى شعر و ادب معتقدند كه او درباره شاملو كمى بى عنایتى كرده و به حرفهاى اخوان بیشتر پرداخته كه شاید مأخذ لازم را در اختیار نداشته و درباره بعضى ها هم مثل خانلرى و توللى، گزینش غیر لازم صورت گرفته است.

با این همه بسیارى از كارشناسان مثل محمود فتوحى معتقدند كه این كتاب امین پور در نوع خودش اولین پژوهش جدى دانشگاهى است كه به مسأله سنت و تجدد پرداخته است. او درباره این كتاب مى گوید: «بررسى كتاب را مى توان از سه نظر تاریخ ادبى، مدرنیزم و توهم مدرنیزم و جامعه شناسى ساختگراى تكوینى مورد بررسى قرار داد و به نظر من از فصل نهم تا پانزدهم كتاب ماهیتاً نگرش تاریخ ادبى دارد؛ اما شاهد آن سنت تاریخ نویسى كه خلأیى 80 ساله محسوب مى شود، نیستیم و در این كتاب تا حدى جبران شده است. در حقیقت بخش هاى مغفول تاریخ ادبیات مورد توجه قرار گرفته است؛ مثلاً تقى رفعت، محمد مقدم و تندركیا مورد توجه هستند؛ اما مثلاً پروین اعتصامى در این كتاب نمى تواند جایگاهى داشته باشد.»(5)

چنانچه پیش از این آمد امین پور محصول تلاش فكرى سالهاى 57 و نسل دوم انقلاب است. او كه در سال 1357 زادگاهش را براى تحصیل در رشته دامپزشكى در دانشگاه تهران ترك كرده بود و پس از مدتى از این رشته انصراف داده بود و به رشته علوم اجتماعى نقل مكان كرده بود و باز هم این رشته را پس زد و در رشته موردعلاقه اش ادبیات سرانجام گرفته بود، در همان سالها در شكل گیرى حلقه هنرى و اندیشه اسلامى در حوزه هنرى با افرادى چون سید حسن حسینى، سلمان هراتى، محسن مخملباف، حسام الدین سراج، محمدعلى محمدى، یوسفعلى میر شكاك، حسین خسروجردى و ... همكارى داشت. گروهى كه بنیانگذاران جوان حوزه هنرى نام گرفتند و بعد ترها چهره هایى چون سهیل محمودى، ساعد باقرى، عبدالملكیان، كاكایى و فاطمه راكعى و علیرضا قزوه نیز به آنان پیوستند. البته هشت

سال بعد یعنى در سال 1366 او به همراه بسیارى از هم دوره اى هایش، از حوزه هنرى خارج شد و 2 سال بعد به كمك دوستانش دفتر شعر جوان را راه اندازى كرد.

  

امین پور در دهه هاى دوم و سوم زندگى اش شاعرى انقلابى و جنگ زده مى نماید و شعرهاى دوران جنگش از نوادر ادبیات جنگ و پایدارى آن سالهاست. اوخودش در پاسخ به این سؤال كه «قضاوت شما در مورد شعر دفاع مقدس از ابتدا تا كنون چیست؟» مى گوید: قضاوت به ویژه براى ادبیات و هنر دوره هاى خاص، بسیار دشوار است. منظور از دوره هاى خاص دوره هایى مانند مشروطیت، انقلاب، جنگ و دفاع مقدس است كه انگار شعر و ادبیات در این دوره ها وظیفه، كار كرد و رسالت و در نتیجه گویى تعریف دیگرى پیدا مى كند. بنابراین اگر بخواهیم با همان معیارهاى آرمانى و همیشگى دوره هاى دیگر به سراغ این دوره ها برویم چه بسا كه دست خالى بر گردیم و گمان كنیم كه خبرى از هنر و ادبیات نبوده است. در حالى كه در بررسى چنین دوره هایى بهتر است كه به جاى نقد ایده آل به نقد رئال بیشتر بپردازیم. یعنى واقعگرایانه تر نگاه كنیم نه صرفاً آرمانى و ایده آل.

امین پور كه تجربه تدریس و مقطع راهنمایى را در فاصله سال هاى 60 تا 62 در كارنامه خود دارد، از سال 67 نیز به تدریس در دانشگاه الزهرا پرداخت، اما شروع تدریس او در دانشگاه تهران به سال 1370 بر مى گردد كه همچنان ادامه دارد.

فعالیت هاى قیصر امین پور سال گذشته از فعالیت هاى مطبوعاتى اش فاصله گرفت و از مهرماه سال گذشته نیز به همراه كامران فانى، حسن انورى، محمد على موحد، یدالله ثمره، سلیم نیسارى و هوشنگ مرادى كرمانى، به عضویت فرهنگستان زبان و ادب فارسى در آمد.

قیصر امین پور و اشعارش هر چه كه باشند، نمونه كامل زبان نسل دوم انقلاب است. نسلى كه از آرمان گرایى رفته رفته به واقع گرایى رخ پوشانده و همین واقع گرایى موجب نوشدن افكار و آراى آنها را داشته است. شاید به همین خاطر باشد كه اشعار دهه آخر عمر امین پوربیش از پیش مورد استقبال و اشتیاق نسل سوم انقلاب قرار گرفته است و آنها در كتابخانه هاى خود لااقل یكى از دیوان هاى او را در كتابخانه خود به غنیمت برده اند. بهتر است مهرگان امروز را با یكى از اشعار امین پور به پایان و از خواندنش لذت ببریم:

سراپا اگر زرد وپژمرده ایم

ولى دل به پاییز نسپرده ایم

چوگلدان خالى لب پنجره

پر از خاطرات ترك خورده ایم

دلى سربلند و سرى سربه زیر

از این دست عمرى به سر برده ایم


نوشته شده توسط aMIN L0as$iVe در 13 ارديبهشت 1388 ساعت 13:32
قیصر امین پور | شعر

فال نیک

گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟
شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟

پر می زند دلم به هوای غزل، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟

گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟

تقویم چارفصل دلم را ورق زدم
آن برگهای سبِِِِزِِِ سرآغاز سال کو؟

رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سؤال و حوصله قیل و قال کو؟


نوشته شده توسط aMIN L0as$iVe در 13 ارديبهشت 1388 ساعت 13:31
قیصر امین پور | بیوگرافی

زندگینامه




تصویر
قیصر امین‏پور متولد دوم اردیبهشت 1338 دزفول است .وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در گتوند و دزفول به پایان برد سپس به تهران آمد و دکترای خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران در سال 1376اخذ کرد. وی فعالیت هنری خود را از حوزه اندیشه و هنر اسلامی در سال 1358 آغاز کرد .

در سال 1367 سردبیر مجله سروش نوجوان شدو از همین سال تاکنون در دانشگاه الزهرا و دانشگاه تهران به تدریس اشتغال دارد.

در سال 1382 نیز به عنوان عضو فرهنگستان ادب و زبان فارسی انتخاب شد.
اولین مجموعه شعرش را با عنوان "تنفس صبح" که بخش عمده آن غزل بود و حدود بیست قطعه شعر آزاد؛ از سوى انتشارات حوزه هنرى در سال 63 منتشر کرد و در همین سال دومین مجموعه شعرش "در کوچه آفتاب" را در قطع پالتویى توسط انتشارات حوزه هنرى وابسته به سازمان تبلیغات اسلامى به بازار فرستاد.

در سال 1365 "منظومه ظهر روز دهم" توسط انتشارات برگ وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به بازار مى‏آید که شاعر در این منظومه 28 صفحه‏اى ظهر عاشورا، غوغاى کربلا و تنهایى عشق را به عنوان جوهره سروده بلندش در نظر مى‏گیرد. سال 69 برگزیده دو دفتر تنفس صبح و در کوچه آفتاب با عنوان »گزیده دو دفتر شعر« از سوى انتشارات سروش از وى منتشر مى‏شود. »
"آینه ‏هاى ناگهان" تحول کیفى و کمى امین‏پور را بازتاب مى‏دهد؛ در این مرحله امین‏پور به درک روشن‏ترى از شعر و ادبیات مى‏رسد. اشعار این دفتر نشان از تفکر و اندیشه‏اى مى‏دهد که در ساختارى نو عرضه مى‏شود. آینه ‏هاى ناگهان، امین‏پور را به عنوان شاعرى تأثیرگذار در طیف هنرمندان پیشرو انقلاب تثبیت مى‏کند و از آن سو نیز موجودیت شاعرى از نسل جدید به رسمیت شناخته مى‏شود.

در اواسط دهه هفتاد دومین دفتر از اشعار امین‏پور با عنوان "آینه ‏هاى ناگهان 2"منتشر مى‏شود که حاوى اشعارى است که بعدها در کتاب‏هاى درسى به عنوان نمونه ‏هایى از شعرهاى موفق نسل انقلاب مى‏آید.

در همین دوران است که برخى از اشعار وى همراه با موسیقى تبدیل به ترانه ‏هایى مى‏شود که زمزمه لب‏هاى پیر و جوان مى‏گردد. پس از تثبیت و اشتهار، ناشران معتبر بخش خصوصى علاقه خود را به چاپ اشعار امین‏پور نشان مى‏دهند و در اولین گام، انتشارات مروارید گزینه اشعار او را در کنار گزینه اشعار شاملو، فروغ، نیما و... به دست چاپ مى‏سپارد که در سال 78 به بازار مى‏آید. "گل‏ها همه آفتابگردانند" جدیدترین کتاب امین‏پور نیز در سال 81 از سوى انتشارات مروارید منتشر شد که به چاپ‏هاى متعدد رسید و با استقبال خوبى روبه‏رو شد.

دکتر قیصر امین ‏پور در سال 1382 علی رغم تمایلش از سردبیری سروش نوجوان استعفا داد ، و هم‏اکنون ضمن عضویت در فرهنگستان زبان و ادبیات فارسى؛ در دانشگاه تهران و الزهرا تدریس می کند وبه کارهاى پژوهشى مشغول است.

ویژگی سخن




تصویر
قیصر امین پور پیش از آنکه به عنوان شاعر کودک و نوجوان به شمار آید در جامعه ادبی امروز به خاطر ویژگی های شعری اش شناخته شده است و شعرهای عمومی اش بیشتر از شعرهای کودکانه و نوجوانانه اش بر سر زبانهاست. از نیمه ی دوم دهه شصت بود که قیصر امین پور به ثبات زبان و اندیشه در شعرش دست یافت. هر چند جامعه ادبی او را به عنوان یک ادیب آکادمیک و استاد دانشگاه می شناسد ولی حوزه ادبیات کودکان و نوجوانان هنوز قیصر را از آن خود می داند. دو دفتر "به قول پرستو" و "مثل چشمه- مثل رود" آوازه خوبی دارند.

در طلیعه دفتر "به قول پرستو" شاعر با طرح چند پرسش ارتباط خود را با مخاطب آغاز می کند:

چرا مردم قفس را آفریدند؟ ----- چرا پروانه را از شاخه چیدند؟

چرا پروازها را پر شکستند؟----- چرا آوازها را سر بریدند؟




قالبهای مورد علاقه همین پور عبارتند ار:چهارپارهغزلدو بیتی- قالب نیمایی- مثنوی

ویژگی های شعری


الف: مضمون بکر

هوشیاری و دقت نظر امین پور از او شاعری مضمون یاب و نکته پرداز ساخته است. مضمون یابی و نکته پردازی او از نوعی نیست که وی را از واقعیت ها دور ساخته و نازک اندیشی های معما گونه را به ذهن و زبانش راه دهد. (مثل شاعران سبک هندی)

ویژگی زبان او در عین سادگی و روانی، از زیبایی چشمگیری برخوردار است.

مثلاً شعرهای لحظه سبز دعا- حضور لاله ها- لحظه شعر گفتن

ب: اندیشه های نو

یک تفکر سنتی در این مورد بر این باور است که هر چه بوده، گذشتگان و دیگران سروده و نوشته اند. پس آنچه سروده و نوشته می شود، تازگی و طراوت ندارد و دست کم تفسیری از آثار آنان است. اما پاسخی دیگر هست که می گوید: همه چیز را همگان دانند و همگان هنوز و به خلق و کشف مدام هنری باور دارند.

قیصر یکی از شاعرانی است که در این زمینه تلاش خوبی را سرگرفت.

در قطعه "راه بالا رفتن" این نوگرایی در مضمون و اندیشه دیده می شود.

ج: زبان امروزی

امین پور در شعرهایش می کوشد از زبان امروزی در نهایت سلاست و روانی استفاده کند و رعایت کامل قوانین بکار گرفتن فرهنگ کنایات و اصلاحات به جمعیت زبان او کمک می کند. او در شعر "بال های کودکی" بیش از هر شعری فرهنگ زبانی توده مردم را وارد کرده است.

د: گوناگونی موضوعات

موضوعات برگزیده او ،عام و متعلق به نوجوانان و مردم است و تازگی و طراوت خوبی دارند و این فعالیت و حجم ذهنیت او را نشان می دهد.

هـ: وزن

یکی از راههای ارتباط با کودکان و نوجوانان در شعر استفاده از وزن ریتمیک و واژه های موزون و خوش آهنگ است و امین پور از این اوزان و نیز دیگر اوزان برای عام در شعرهایش به تنوع استفاده کرده است.

نمونه شعر


خلاصه خوبیها برای امام خمینی، از کتاب تنفس صبح



تصویر
لبخند تو خلاصه خوبیهاست ----- لختی بخند خنده گل زیباست

پیشانیت تنفس یک صبح است ----- صبحی که انتهای شب یلداست

در چشمت از حضور کبوترها----- هر لحظه مثل صحن حرم غوغاست

رنگین کمان عشق اهورایی----- از پشت شیشه دل تو پیداست

فریاد تو تلاطم یک طوفان----- آرامشت تلاوت یک دریاست

با ما بدون فاصله صحبت کن----- ای آن که ارتفاع تو دور از ماست


قصیر امین پور، در حوزه ی شعر کودک و نوجوان نامی آشناست ولی مانند بعضی از شاعران، در حوزه ی شعر کودک مکث چندانی از خود نشان نداد و بیشتر توجه خود را به نوجوانان معطوف داشت. نمونه آثار او در بخش شعر نوجوان: مثل چشمه، مثل رود(1368)- به قول پرستو(1375)- تنفس صبح(1363)- در کوچه انقلاب (1363)

راز زندگی: از کتاب به قول پرستو- نشر زلال- چاپ اول 1375

غنچه با دل گرفته گفت:
زندگی
لب زخنده بستن است
گوشه ای درون خود نشستن است
گل به خنده گفت
زندگی شکفتن است
با زبان سبز راز گفتن است
گفتگوی غنچه وگل از درون با غچه باز هم به گوش می رسد
تو چه فکر میکنی
کدام یک درست گفته اند
من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است
هر چه باشد اوگل است
گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است!


آثار

1- تنفس صبح
2- در کوچه آفتاب
3- مثل چشمه ، مثل رود
4- ظهر روز دهم
5- آینه‏ های ناگهان
6- گل‏ها همه آفتابگردانند
7- گزینه اشعار « مروارید »
8- بی بال پریدن
9- طوفان در پرانتز
10- به قول پرستو « مجموعه شعر نوجوان »
11-سنت و نو آوری در شعر معاصر


نوشته شده توسط aMIN L0as$iVe در 13 ارديبهشت 1388 ساعت 13:29
نظامی | بیوگرافی

نظامی

کشمکش بر سر ملیت نظامی گنجوی

ایرانیان نظامی را یکی از ارکان شعر کلاسیک فارسی می‌دانند؛ شاعر داستان‌سرایی که منظومه‌های عاشقانه و حماسی‌اش او را در ردیف فردوسی و سعدی جا داده. به رغم جایگاه نظامی در ادبیات فارسی، برخی در ایرانی بودن او تردید دارند.



اغلب صاحب­نظران پنج گنج، دیوان سروده­های نظامی، را قله­ی داستانسرایی تمثیلی در زبان فارسی می‌خوانند. جایگاه نظامی در این سبک، به ویژه در بزم­سرایی یگانه است.

استادان ادبیات کهن فارسی معتقدند، منظومه‌سرایی با نظامی به اوجی رسید که تکرارشدنی نبود. شیوایی و استحکام زبان، قدرت تخیل و توصیف­های بدیع و دقیق نظامی از هشت قرن پیش سرمشق و الهام بخش دیگران بوده است.


به نوشته‌ی بیشتر پژوهشگران تاریخ ادبیات فارسی، جمال الدین ابو محّمد الیاس بن یوسف، متخلص به نظامی، ۶۸ سال زیسته و هشتصد سال پیش درگذشته است. پس او در سال ۵۳۷ ه.ق. برابر با ۱۱۴۱ میلادی در گنجه زاده شده که شهری است در جمهوری آذربایجان کنونی. آنچه از زندگی خصوصی او می‌دانیم، از سروده‌های خودش برداشت شده که در آغاز و انجام منظومه‌هایش آورده است. بر پایه ی این آگاهی‌ها، در کودکی پدر و مادرش را از دست داده و نزد دایی خود رشد کرده است. از دانش‌های مرسوم زمان خود آگاهی گسترده‌ای داشته و جز ادبیات و شعر و شاعری به رشته‌های دیگر نیز پرداخته است. خود در این‌باره می‌گوید:


هر چه هست از دقیقه‌های نجوم

با یکایک نهفته‌های علوم

خواندم و هر ورق که می جستم

چون ترا یافتم ورق شستم


نظامی در دوره‌ای می‌زیسته که وجود حکومت‌های محلی، اوضاع پریشانی در ایران‌زمین پدید آورده بودند. شاید به همین خاطر جز سفرِ کوتاهی که به نزدیکی زادگاهش کرده، هرگز نتوانسته از گنجه خارج شود. در تمایزِ او از سرایندگان برجسته‌ی دیگر جز سبک شعری ساده و کم‌پیرایه‌اش، به دو نکته برمی‌خوریم:


نخست اینکه برعکسِ شاعران دیگرِ ما که سخنان حکیمانه، زاهدانه و عارفانه و مجّرد را برای روزگار پیری می‌گذاراند، نظامی در نخستین منظومه ی خود "مخزن الاسرار" به اینگونه مسائل پرداخته و پس از آن چهار منظومه آفریده که درونمایه‌ای کم و بیش عاشقانه و غنایی دارند. حّتا اسکندرنامه یعنی آخرین منظومه‌اش نیز به اندازه‌ی "مخزن الاسرار" زاهدانه و صوفیانه نیست.

دومین نکته به زندگی خصوصی نظامی بازمی‌گردد: حاکم شهرِ دربند، فخر الدین بهرامشاه، کنیزی به نامِ آفاق به نظامی پیشکش می‌کند. شاعر با آفاق ازدواج می‌کند و چنان به او دل می‌بندد که زیباترین و زنده‌ترین شخصیت داستانی خود و چه بسا داستانهای کهن ایران، شیرین را به یاد او می‌آفریند. خود در این‌باره می‌گوید:


به حکم آنکه آن کم زندگانی

چو گل بر باد شد روزِ جوانی

سبکرو چون بتِ قبچاقِ من بود

گمان افتاد خود کآفاقِ من بود

همایون پیکری نغز و خردمند

فرستاده به من دارای دربند

پرندش درع و از درع آهنینتر

قباش از پیرهن تنگآستینتر

سران را گوش بر مالش نهاده

مرا در همسری بالش نهاده

چو ترکان گشته سوی کوچ محتاج

به ترکی داده رختم را به تارج

اگر شد ترکم از خرگه نهانی

خدایا ترک زادم را تو دانی


بدین ترتیب چه بسا زندگی شخصی نظامی باعث شده باشد که سراینده دوره‌ای را بازنویسد که در آن اوضاع و شرایطِ زنان در برخی موارد از ایران امروز نیز پیشرفته‌تر و بهتر بوده است.



اعتراض به ایرانی خواندن نظامی


سرسخت­ترین مدعیان ملیت غیرایرانی نظامی ساکنان کشور آذربایجان هستند. آنها معتقدند، این شاعر، که نام کاملش جمال الدین الیاس بن یوسف نظامی گنجوی است، در شهر گنجه در این کشور به دنیا آمد و هرگز زادگاهش را ترک نکرد.

دی ماه امسال خبرگزاری آذربایجانی ترندنیوز با حیرت خبر داد: «ایران باز هم نظامی گنجوی را شاعر فارس معرفی کرد.» ایرانیان معتقدند، در زمان حیات نظامی منطقه­ای که بعدها آذربایجان نامیده شد، جزیی از سرزمین ایران بوده و از آن مهم‌تر شعری از او به زبان ترکی در دست نیست. بر دیوارهای بالای مقبره‌ی نظامی در گنجه شعرهایی از او با حروف فارسی و خط نستعلیق نوشته شده است.


آذربایجانی­­ها به ویژه از زمان فروپاشی شوروی و استقلال این کشور بیشتر از گذشته بر ملیت غیرایرانی این شاعر اواخر قرن ششم هجری پا می­فشارند. ظاهرا این ادعا قدمتی هفتادساله دارد.



استالین، مبتکر تغییر ملیت نظامی


سرگی آقاجانیان، شرق­شناس ارمنی، در مقاله­ای زیر عنوان «پنجاهمین سالگرد یک تحریف فرهنگی» که در سال ۱۳۶۷ در مجله­ی ایران­شناسی به چاپ رسید، ایده­ی آذربایجانی خواندن نظامی را به استالین نسبت می­دهد.


او به گزارشی اشاره می­کند که سوم آوریل ۱۹۳۹ در روزنامه پراودا، ارگان رسمی حزب کمونیست شوروی، منتشر شده و در آن آمده است: «رفیق استالین ضمن مصاحبه با نویسندگان درباره­ی شاعر آذربایجانی، نظامی سخن می­گفتند.»


بنابر این گزارش، استالین از شعرهای نظامی مثال­هایی آورده تا نظریه­ی ایرانی بودن او را رد کند. آقاجانیان می­نویسد، زمامداران شوروی که خطر بروز جنگ دوم جهانی را حدس زده بودند، برای افزایش قدرت دفاعی و روحیه­ی خلق­های مناطق مختلف تصمیم گرفتند حس میهن پرستی و غرور ملی آنها را تقویت کنند. به این منظور قرار شد برنامه­های مفصلی در تجلیل از بزرگان فرهنگی این مناطق برپا شود. آقاجانیان می­افزاید، هنگامی که در سال ۱۹۴۷ سالگرد تولد نظامی در باکو و گنجه جشن گرفته می­شد، چند سال بیشتر از ترجمه­ی آثار او به ترکی نگذشته بود.



مجسمه‌ی نظامی در مسکو


یونسکو سال ۱۹۹۱ میلادی را سال نظامی اعلام کرد. جلال متینی، پژوهشگر تاریخ و ادبیات و رئیس سابق دانشگاه فردوسی مشهد، خرداد ماه ۱۳۷۱ در مقاله­ی «بزرگداشت نظامی گنجوی در مسکو و سن­پترزبورگ» به مراسم مفصل و مجللی اشاره می­کند که به این مناسبت در روسیه برگزار شد.


متینی، مدیر و سردبیر مجله‌ی ایران­شناسی می­نویسد، آذربایجانی­ها مجسمه­ای از نظامی را به روس­ها هدیه دادند و آن را مقابل دفتر نمایندگی خود در مسکو نصب کردند. در مراسمی که هیچ ایرانی به آن دعوت نشده بود، رئیس جمهور وقت آذربایجان از این مجسمه پرده­برداری کرد.


نظامی، شاعر تفرشی


در حالی که بسیاری از پژوهشگران ایرانی بر سر شهر گنجه، به عنوان زادگاه نظامی، توافق دارند، کسانی نیز منکر این مسئله هستند. به نظر این عده، نظامی در روستایی به نام «تا» در منطقه‌ی تفرش متولد شده است. سند این ادعا بیتی از «اقبال­نامه»ی نظامی است که ظاهرا شاعر در آن گفته است:


به تفرش دهی هست «تا» نامِ او

نظامی از آنجا شده نامجو


طرفداران این نظریه معتقدند، تفرشی بودن نظامی را بیتی از شیخ بهایی تقویت می­کند که می­گوید:


ز اهل تفرش است آن گوهر پاک

ولی در گنجه چون گنج است در خاک


بنا بر این روایت، نظامی تنها چند سال آخر عمر خود را در گنجه گذرانده و همانجا فوت کرده است. برخی از پژوهشگران، از جمله سعید نفیسی، در وجود روستایی به نام «تا» ابراز تردید کرده­اند و برخی دیگر بر این نظرند که این منطقه در قرن ششم اصلا تفرش نام نداشته است.


شهروند جهان شعر


در کنار موافقان و مخالفان ملیت ایرانی نظامی، کسانی نیز وجود دارند که معتقدند، شاعران بزرگ میراث مشترک بشر به شمار می­آیند و به جای بحث و جدل در مورد ملیت آنها باید به شناختن و شناساندن آثار و افکارشان همت کرد. به هر تقدیر مسلم این است که آثار نظامی همه به فارسی نوشته شده­اند و از طریق همین زبان به نقاط مختلف جهان راه یافته­اند.

نظامی به ویژه در کشورهایی که با ایران مراوده­ی فرهنگی بیشتر و عمیق­تری دارند، چهره­ای است بسیار آشنا. گفته می­شود، در کتابخانه­های شبه‌قاره‌ی هند حدود یک هزار جلد نسخه‌ی خطی از آثار نظامی وجود دارد. از اوایل قرن نوزدهم میلادی آثار نظامی به زبان­های مهم اروپایی ترجمه شده است.

ـــــــــــــــ

به نقل از : سایت دویچه وله


نوشته شده توسط aMIN L0as$iVe در 11 ارديبهشت 1388 ساعت 03:29
مسیر، راه، هدف | شعر

مسیر، راه، هدف

 

با وجود اشک بر گونه، دلم گرفته

همچون پنجره، بر تنش باران گرفته

کسی نیست، که ببینم دستم گرفته

دست در دست خودم، مانند اینکه او گرفته

باران ببار، ابر چشم آسمان گریه گرفته

تا زمین مسرور بماند، چون که کسی جشن گرفته

راه زپاهایم خسته است، چون که رمق گرفته

نگو بایست، پاها زدل آتش گرفته

امید در سرم پرورم، آینده اقبال گرفته

خواهم رسید، می دانم مرا یارم از آن خود یار گرفته

                                                       بهار 88


نوشته شده توسط aMIN L0as$iVe در 1 ارديبهشت 1388 ساعت 07:57
قفس | شعر

قفس

 

سینه کوچکم قفس بزرگ قلبم نیست

قلب بزرگم دگر جایش قفس نیست

بال دارد ولی درها بسته اند و پنجره نیست

قدرت شکستن دارد و میل گریز نیست

                                                       بهار 88


نوشته شده توسط aMIN L0as$iVe در 1 ارديبهشت 1388 ساعت 07:54
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: برای مشاهده هر پوشه یا مطلب کافیست بروی عنوان آن کلیک نمائید تا باز یا بسته شود
صفحات: [1]  [2]  [3]  [4]  
CloseMaximizeMinimize تبلیغات وبلاگ
وبلاگ شعر ادب سلام من این وبلاگ را برای شعر دوستان و حتی شاعران درست کردم و آماده هرگونه همکاری در این زمینه هستم.......